تبليغاتX
دیوونه خونه

 به نام نامی روح

روح کشی

 

با خشم از فردا ، با تنفر از تو

 

با خیالی سرشار از توهم

 

با ذهنی سرد

 

با روحی خسته از تلاشی بی انجام

 

تو را می خوانم

 

در انتظارت به غروب می نگرم

 

البته اینبار تنها نیستم 

 

 

بارها و بارها مرده ام

 

همیشه تنها مرده ام

 

تنهای تنها

 

ولی

 

این روح زنده مرا

 

در چنگال بودن ، زنده بودن

 

نگاه می داشت

 

و من باز

 

طعم گس زندگی را تکرار می کردم

 

اما اینبار دیگر نمی گذارمش

 

نمی گذارمش مانع اوج گیری من باشد

 

مانع آرامش ، مانع آسایش

 

این بار قبل از آمدن تو می کشمش

 

او هم باید تجربه کند

 

حضور شیرین تو را

 

من تو را با او آشنا خواهم کرد

 

تو هدیه ی منی به او

 

روزی این روح مزاحم را

 

این شادی کاذب را

 

خواهم کشت

 

می کشمش ، عاقبت می کشمش

 

 

با خشم به فردا می نگرم

 

با تنفر از تو

 

فریاد خواهم زد

 

دوستت دارم ، مرگ ، دوستت دارم

 

|+| نوشته شده توسط هامون در یازدهم شهریور 1385 ساعت 5:48 بعد از ظهر |
-------------- Type Writer Status Bar
این وبلاگ را صفحه خانگی کنید