X
تبلیغات
بی تو

بی تو

دیدی که بهار بی تو سرد است

 

دیدی که بهار بی تو سرد است
پاییز تر از خزان زرد است
آن شب دل من شکسته تر شد
دیگر همه چیز رنگ درد است
دیگر همه جا سکوت دلگیر
دست و دل من اسیر زنجیر
ای روح پر از ترانه من
خاموش ترین بهانه راگیر
دیگر نروم به سوی مستی
حظی نبرم ز می پرستی
ای آن که نداری خبر از من
سرچشمه ی هر غمم تو هستی
دیگر به بهار خنده ام نیست
باران صفا دهنده ام نیست
ای آن که دلم اسیر عشقت
بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟
شعرم همگی سرود درد است
گفتم که بهار بی تو سرداست
گفتم که بهار بی تودیگر
پاییز تر از خزان زرد است

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 12:39  توسط بشیر  | 

 

روزهای بـــــــــــــــی تــــــــو

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده …

تنهای تنها میون این همه آدم سخته.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 12:38  توسط بشیر  | 

نفس

یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی
با یه عکس و چند تا نامه پر نمی‌شه جای خالی

میون بود و نبودت جای خالیتُ حساب کن
وقت اومدن تموم ثانیه‌ها رو جواب کنر

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 12:31  توسط بشیر  | 

بی تــــــــــــــــو

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 11:58  توسط بشیر  | 

دیــــــــــــــــــــــــــــــونه

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 22:8  توسط بشیر  | 

کوچه

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 21:58  توسط بشیر  |